محمدصادق دهلوي

مقدمه 32

كلمات الصادقين ( فارسي )

پادشاه [ 52 ] و گدا محتاج دعاى 1 وى بودند و گشايش كار خود از بركت وجود او مىدانستند . تربتش در بهرايچ است 2 . ديگر سيد خاصه قدس سره كه شاه بديع الدّين نهايت التفات بر حال او داشت و ظاهر و باطن وى را خاصه گفتى . ديگر شيخ الا 3 قدس سره كه اهل زمان او را شيخ اعلى مىنامند . از جمله مجاذيب مشهور 4 اين سلسله است و مورد فراوان حالات غريبه . گور او در گور است و ديگر شيخ محمد جهنده 5 قدس سره كه مظهر عجايب 6 اسرار الهى بود . مولد و مدفن وى بدائون است . و ديگر شيخ محمد بائين پاو 7 قدس سره كه از نهايت رياضات و مجاهدات 8 دوازده سال بر پاى چپ بايستاد 9 و درين مدت هرگز پاى راست بر زمين ننهاد . بنا بر آن به اين لقب ملقب شد . مدفن وى در كلهوابن است 10 . و بسياران ديگر بودند كه گوش زمانيان از عظمت و جلال ايشان پر بود و 11 تحقيق احوال اين بزرگواران به جهت پريشانى جمعى مقلدان مشرب ايشان ضرورى است . گويند سرحلقهء 12 اين سلسله امام عبد اللّه علمدار است كه بواسطهء صديق اكبر به حضرت پيغمبر صلى اللّه عليه و سلم مىپيوندد و بقولى بوسيلهء شاه مردان به آن حضرت مىرسد ليكن صحيح‌تر [ 53 ] اينست كه شاه بديع الدّين مريد شيخ محمد طيفور شامى است و او مريد شيخ يمين الدّين كه خليفهء خاص امام علمدار است . اين سلسله به جهت قلت 13 وسائط اقرب سلاسل است و بزرگان اين خانواده در بيان توحيد كشفى غلوى تمام دارند و اعتقاد وحدت وجود را بطريقى خاص اظهار مىكنند و در روزگار بديع الدّين شاه مدار نهايت رعايت شريعت غرا مىنمودند و در طريقت موافق سالكان مؤدب 14 سلوك مىكردند تا در نصف 15 پسين مائه عاشر برهنگى و بىحجابى بمشرب اين طايفه غالب آمده از منع ظاهر شريعت باك برخاست و منشاء 16 اين فساد آن شد كه چون درين سلسله تجريد صورى شرط انابت 17 ساختند بيشترى از بزرگان اين خانواده بستر عورت و طعامى كه به آن روز كفايت كند بسند نموده 18 از جميع اجناس پوشاك و انواع خوراك بيرون آمده 19 ، كلمهء يوم جديد و 20 رزق جديد برخوانده . اگر ناگاه معلومى بدست ايشان افتادى همان دم آن را به مصرف رسانيده مجردانه زيست مىنمودند 21 . از اينجا